تبليغاتX
عاشق ریحانه

عاشق ریحانه

عاشقی

اگر همسفرعشق شدی مرد سفر باش              هم منتظر حادثه هم فکر خطر باش

از طرف رویا و سارا 

 

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم آذر 1384ساعت 18:27  توسط وحید  | 

ادمی

 شايد اشتباه , امّا عاشقا دروغ ميگن
                

          

                    آدمهاي با وفا و مهربون هم دروغ ميگن

       

           وحید اگه میشه نظر

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آذر 1384ساعت 15:25  توسط وحید  | 

از من نپرس فقط برو نلاه کن

عزیزم      جانه من  برو نگاه  کنhttp://www.prfco.com/matn2/moooo11.htm

  خوش  باشی

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آذر 1384ساعت 20:3  توسط وحید  | 

http://www.prfco.com/matn2/snak.htm    اگه نمی ترسی  برو  نگاه  کن        

 

 

وحید  ر  ح  ا  ن ه   دوستت  دارم

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آذر 1384ساعت 19:57  توسط وحید  | 

عشق ایمیلی

گـلـه مـيـكـرد ز ِ مـجـنـون لـيـلـي
كـه شـده رابـطـه‌ مـان ايـمـيـلـي
حــيــف ازان رابـطـة انـسـانـي
كـه چـنين شـد كـه خـودت ميداني
عـشــق وقـتـي بـشـود دات‌كـامي
حـاصلـش نـيـسـت بـجـز نـاكـامـي
نـازنـيـن خـورده مگـر گـرگ تورا؟
برده يا "دات‌كام" و"دات اُرگ" تورا؟
بــهــرت ايـمـيـل زدم پـيشـترك
جـاي "سابجكت" نـوشـتم بـه درك
بـه درك گـر دل مـن غمگين است
بـه درك گـر غم مـن سنگين است
بـه درك رابـطـه گر خورده تَـرَك
قـطـع آنـهم بـه جـهـنـم، بـه درك!
آنـقـدر دلـخـور ازيـن ايـمـيـلـم
كـه بـه ايـن رابـطـه هـم بـي ‌مـيـلم
مـرگ لـيـلي، نِت و مِت را ول كن
هـمـه را جاي "اوكِي"، "كنسِل" كن
OFF كـن كـامـپـيـوتـر را جـانـم
يـار مـن بـاش و بـبـيـن مـن ON ام
اگـرت حـرفـي و پـيـغـامـي هسـت
روي كـاغـذ بـنـويـس بــا دسـت
نــامـه يـك حـالـت ديـگـر دارد
خـــط ِ تـو لـطـف ِ مـكـرر دارد
خسته ازFont و زِFormat شده‌ام
دلـخـور از گـردالـيِ @ شــده‌ام
كرد "ريـپـلاي" بـه لـيـلـي مـجـنـون
كه دلم هست ازين "سابجكت"خون
بـاشـه فـردا تـلـفـن خـواهـم كـرد
هرچه گفتي كـه بكن خـواهم كـرد
زودتـر پـيـش تـو خـواهـم آمـد
هي مـرتـب بـه تـو سر خـواهـم زد
راسـت گـفتـي تـو عـزيـزم لـيـلـي
ديــگر از مــن نــرسـد ايـمـيـلي
نـامـه ‌اي پـسـت نـمـودم بـهـرت
بـه امـيـدي كـه سـرآيـد قـهـرت

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم آذر 1384ساعت 21:9  توسط وحید  | 

شکستن دل

                     

 

عزيزم يادته گفتی بزرگترين گناه دل شکستنه اونم شکستن دل من که ميگفتی بزرگترين امانته پس چه جور راضی ميشی دل منو بشکنی اگه هنوزم به اون حرفت اعتقاد داری برگرد و نذار دل من بدتر از اين بشکنه من دارم ذره ذره اب ميشم اما به خودم اميد می دم که تو بر ميگردی(شايد يه اميد واهی) اما می خوام بازم منتظر بشم که برگردی و دوباره دستاتو بذاری تو دستام و مثل اون شبايی که تا صبح با هم بيدار بوديم با هم پرواز کنيم يه پرواز آبی آبی .يادته گفتی تا صبح که سهله تا هميشه باهاتم گفتی با من می مونی و هيچوقت تنهام نمی ذاری پس حالا کجايی که ببينی اينجا من بدون تو دارم از تنهايی می پوسم و اگه تا حالا دارم سعی می کنم که به زندگيم ادامه بدم همش به خاطر تو و به اميد با تو بودنه همونطوری که خودت می گفتی فقط به خاطر من زنده ای پس بيا و نذار بدتر از اين بشکنم اين روزا تنها همدم تنهاييم گريه و ناله های شبانمه خيلی سعی می کنم کسی متوجه نشه اما قيافم از درد درونم خبر ميده سياهی دور چشامو که نمی تونم پنهون کنم پس بر گرد  

به خاطر همه عشقی که داشتيم

For all the love we've made

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم آذر 1384ساعت 20:57  توسط وحید  | 

محبت

                                            

 

بخاطر تمام محبتی که داشتی

بخاطر تمام صداقتی که نشانم دادی

بخاطر تمام لذتی که به زندگيم بخشيدی

بخاطر تمام اشتباهاتی که ناديده گرفتی

بخاطر تمام عشقی که در تو يافتم

تا ابد از تو سپاسگذار خواهم بود

عزيزم ؛ تو تنها کسی هستی که مرا در بر گرفتی

هرگز مگذاشتی که فرو افتم

تو تنها کسی هستی که مرا در هر جايی ياری رساندی

نيروی من بودی هنگامی که ضعيف بودم

صدای من بودی هنگامی که نمی توانستم سخنی بگويم

چشمانم بودی هنگامی که نمی توانستم ببينم

به من ايمان دادی چرا که باور داشتی

همه چيز؛من هستم

چرا که دوستم داستی

مرا بال بخشيدی و مرا به پرواز واداشتی

هنگامی که دستانم را لمس کردی ميتوانستم آسمان را لمس کنم

ايمانی را که از دست داده بودم به من باز گرداندی

و گفتی:هيچ ستاره ای دور از دسترس نيست

در کنارم ايستادی و من سرافراز ايستادم

با تمام وجود عشقت را در سر داشتم

سپاسگذارم برای هر روزی که به من بخشيدی

ممکن است قدر آن را ندانم

اما اين را ميدانم که حقيقت دارد

خوشبخت بودم زيرا عاشق تو بودم

هميشه در کنارم بودی

و همچو بادی مهربان مرا نگاه داشتی

نوری در تاريکی,عشق تو را در زندگيم تاباند

تو الهام بخش من هستی

در مبان تمام دروغها تو حقيقت بودی

دنيای من بهتر است فقط به خاطر تو

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم آذر 1384ساعت 20:37  توسط وحید  | 

دوستت دارم(R)

من از حنس احساسم برای تو بهشتی خواهم ساخت

عاجزانه می گويم که به عشق تو نيازمندم

من هنوز به بارگاهی نرسيده ام

که عشق ببخشم و جانم عشق طلب نکند

من تو را دوست دارم و از قلب سرخ تو

قلب آبی آسمان ميرسم

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم آذر 1384ساعت 20:28  توسط وحید  | 

به سراغ

     

 

به سراغ تو شبي مي آيم....

با دوصد بوسه ناز.....با دو صد راز و نياز                                                 

به سراغ تو شبي مي آيم... مي آيم

با دلي خسته ز درد، با غم و غصه زياد

مثل شبنم كه نشيند بر گل

چو حبابي كه نشيند بر آب

مثل بارون روي گلبرگ درخت

همچو ديدار تو با من در خواب

به سراغ تو شبي مي آيم

من به ديدار تو باز مي آيم... مي آيم

با نسيمي آروم پر از عطر بهار

من به ديدار تو باز مي آيم... مي آيم

با دلي خسته ز درد،  دور از نيرنگ و ريا

مي دهم دل به دل قصه تو

قصه غصه تنهايي تو

مي كشم بار غماي تو به دوش

خسته از دوري و تنهايي تو

به سراغ تو شبي مي آيم

به سراغ تو شبي مي آيم

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم آذر 1384ساعت 20:23  توسط وحید  |